تبلیغات
وبسایت فرهنگی و مذهبی سَبیل - مطالب |وبسایت فرهنگی و مذهبی سَبیل|

تصاویر منتخب

درباره سایت

بایگانی

نویسندگان

صفحات دیگر

پیوندها

تصاویر برگزیده

شبکه های اجتماعی

ارثیه زهراست که سنگر باشیم تا دادن جان مطیع رهبر باشیم راهیست پراز فتنه و آشوب و دغل باید که کتاب عشق ازبر باشیم

عکس های مذهبی مطالب مذهبی ویژه محرم پیام های آموزنده دلنوشته فر هنگی |وبسایت فرهنگی و مذهبی سَبیل| حضرت فاطمه زهرا(س)


افسران - ارثیه زهراست که سنگر باشیم
تا دادن جان مطیع رهبر باشیم
راهیست پراز فتنه و آشوب و دغل
باید که کتاب عشق ازبر باشیم

صداقت و راستگویی در اسلام

مطالب مذهبی پیام های آموزنده |وبسایت فرهنگی و مذهبی سَبیل|

صداقت و راستگویی در اسلام

راستگویی از اعمال نیكوی انسانی و نزد دین و خرد از جایگاه ویژه ای برخوردار است. فطرت پاك انسان ایجاب می كند كه آدم سالم و متعادل، دل و زبانش یكسو و هماهنگ باشد، ظاهر و باطنش یكی باشد و آنچه را باور دارد بر زبان جاری كند.

 

دیدگاه اسلام

اسلام دینی فطری است و راستی نیز خواست فطرت است، پس این دو پیوندی ناگسستنی دارند و در روایات اسلامی با تعابیر گوناگونی بر راستگویی مسلمانان تأكید شده و آن را از اصول ایمان و تدیّن به حساب آورده اند.
رسول اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ می فرماید:«الصّدْقُ مُبارَك وَ الكِذْبُ مَشْؤُومٌ»1 (راستی، مبارك و دروغ نامیمون است).

امیرمؤمنان صلوات الله علیه، راستگویی را قویترین پایه ایمان، ملاك دین و الهام از سوی خدا دانسته، می فرماید: «اَلصدقُ اقوی دَعائِمِ الایمانِ»2 (راستی قویترین ركن ایمان است).

«شَیْئانِ هُما مِلاكُ الدّین؛ الصِّدْقُ وَ ‌الْیَقینُ»3 (دو چیز ملاك دین است؛ راستی و یقین).

«اِذا اَحَبَّ اللهُ عَبْداً الهَمَهُ الصِّدقَ»4 (وقتی خدا بنده ای را دوست بدارد، راستی را به او الهام می كند).

حضرت صادق ـ علیه السلام ـ نیز می فرماید:«اِنَّ اللهَ لَمْ یَبْعَثْ نبیًّا اِلّا بِصدقِ الْحَدیثِ وَ اداء الاَمانَهِ اِلَی البَرِّ وَ‌الفاجِِرِِ»5 (خداوند هیچ پیامبری برنینگیخت جز با راستی و امانتداری نسبت به نیكوكار و بدكار).

با این وصف اگر بگوییم راستی و درستی شالوده دین و ایمان را تشكیل می دهد و آن كه از این خصلت زیبا و حیاتی بركنار باشد در واقع دین در او بی ریشه است، سخن گزافی نگفته ایم.
امام صادق ـ علیه السلام ـ به این حقیقت تصریح كرده می فرماید:
«لاتَنْظُروُا الی طُولِ‌ رُكُوعِ الرَّجُلِ وَ‌ سجودِهِ، فَاِنَّ ذلِكَ شَئءٌ قَدِ اعْتادَهُ وَ لَو تَرَكَهُ استَوحَشَ لِذلِكَ‌ ولكِنَ انْظُرُوا الی صدقِ حدیثهِ وَ اَداءِ‌ اَمانَتهِ»6(برای شناخت تدین افراد) به طولانی شدن ركوع و سجده او نگاه نكنید چرا كه به آن عادت كرده و اگر تركش كند، وحشت زده می شود، لیكن به راستگویی و امانتداری او توجه كنید).

 

آثار راستگویی

آثار ارزنده هر پدیده‌ ای بستگی به ارزش و اهمیت آن دارد و چون راستی از اهمیت بالایی برخوردار است، پیامدهای ارزشمند و نیكویی دارد كه برخی از آنها به شرح زیر است:

الف ـ همراهی خدا: امام باقر ـ علیه السلام ـ : «اَلا فَاصْدُقُوا فَاِنَّ اللهَ مَعَ الصِّدْقِ»7 (هان! راست بگویید كه خدا با راستی است).

ب ـ پاكی كردار: امام كاظم ـ علیه السلام ـ : «مَنْ صَدَقَ لِسانُهُ زَكی عَمَلُهُ»8 (كسی كه زبانش راست بگوید، كردارش پاك می شود).

ج ـ نجات و سلامتی: امیرمؤمنان ـ صلوات الله علیه ـ : «عاقِبَهُ‌ الصِّدقِ نَجاهٌ وَ‌ سلامهٌ»9 (فرجام راستگویی، نجات و سلامت است).

اگر انسان راستگو بود و به این وصف شناخته شد، مورد اعتماد مردم قرار می گیرد و آنان، سخن او را درست می شمارند و می پذیرند، در این صورت، اگر برای شخص صادق، گرفتاری پیش بیاید، امتیاز راستگویی، سبب نجات او می شود و از گرفتاری و خطر به سلامت می گذرد.

البته در جایی كه راستگویی خطر مهمتری برای او یا دیگران به بار می آورد، راست گفتن واجب نیست و در صورت امكان باید توریه كرد، گرچه راستگویی در هرحال مایه نیك فرجامی و نجات از عذاب الهی خواهد بود.

د ـ بزرگی مقام: از امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ روایت شده:
«عَلیْكَ بِالْصِّدقِ، فَمَنْ صَدَقَ فی اَقوالِهِ جَلَّ قَدْرُهُ»10 (بر تو باد به راستگویی، زیرا كسی كه در گفتارش صادق باشد، مقام و منزلتش بزرگ می شود).

هـ ـ خیر دنیا و آخرت: علی ـ علیه السلام ـ فرمود:
«اَرْبَعٌ مَنْ اُعطِیهُنَّ فَقَدْ اُعطیَ خَیْرَ الدُّنیا و الاخرِهِ، صِدْقُ حَدیثٍ وَ‌ اَداءُ اَمانَهٍ وَ عِفَّهُ بَطْنٍ وَ حُسْنُ خلقٍ»11

(چهارچیز است،‌كه به هر كس بخشیده شده باشد، به تحقیق خیر دنیا و آخرت به او بخشیده شده است: راستگویی، اداكردن امانت، نگهداری شكم (از حرام و مشتبه) وخوش اخلاقی).

و ـ پاداشهای اخروی: قرآن كریم می فرماید:
«قالَ اللهُ هذا یومُ یَنفَعُ الصّادِقینَ صِدقُهُمْ، لَهُم جنّاتٌ تجری مِنْ تحتِها الانهارُ خالِدینَ‌ فیها اَبداً،رَضِیَ اللهُ عَنهم و رَضوُا عَنْهُ، ذلِكَ الفَوزُ العظیم»12(خداوند می گوید: امروز روزی است كه راستی راستگویان به آنها سود می بخشد، برای آنها باغهایی (از بهشت) است كه آب از زیر (درختان) آن جریان دارد و جاودانه و برای همیشه در آن می مانند، خداوند از آنها خشنود و آنها از خداوند خشنود خواهند بود و این رستگاری بزرگی است).

بنابراین آیه شریفه، آنان كه مسؤولیت و رسالت خود را انجام دادند و در دنیا، در گفتار و كردار صادق بوده و جز راه صدق و درستی نپیمودند، از كار خود بهره كافی خواهند برد و به رستگاری بزرگ كه خشنودی خدای سبحان است، دست خواهند یافت.

 

صدق فتنه انگیز

با همه‌ قداست و ارزشی كه راستگویی دارد، باید توجه داشت كه گاهی راستگویی مایه دردسر، ضرر و فساد می گردد كه از دیدگاه اسلام كاری نادرست و ممنوع است؛ زیرا در پاره ای از موارد بر اثر راستگویی، اسراری كشف می شود و در نتیجه، منشأ درگیری، فتنه انگیزی و گاه منجر به قتل و خونریزی می گردد. در این موارد، دروغ غائله را فرو می نشاند و از بروز اختلاف و درگیری جلوگیری می كند. پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود:
«ثَلاثٌ یَقْبَحُ فیهنَّ الصِّدقُ: النَّمیمهُ و اِخبارُكَ الرَّجُلَ عَنْ اَهْلِهِ بِما یَكْرَهُهُ، و تَكذیبُكَ الرَّجُلَ عَنِ الْخَبرِ»13
(راستگویی در سه چیز ناپسند است: سخن چینی، سخن گفتن با مرد درباره همسرش به چیزی كه او را ناخوش آید. تكذیب خبری كه شخص می دهد).

همچنین امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:
«اگر درباره مسلمانی از یك مسلمان سؤال شد و او راست بگوید و (به واسطه راستگویی) ضرری به آن مسلمان وارد سازد، از دروغگویان نوشته می شود و اگر كسی درباره مسلمانی از یك مسلمان سؤال كند و او دروغ بگوید و (به واسطه دروغگویی) منفعتی به او برساند، نزد خدا از راستگویان نوشته می شود.»14

معنای این روایت این است كه مؤمن باید موقعیت سنج و زیرك باشد و نسبت میان سخن و سود آن را بسنجد و طرف با اهمیت را برگزیند نه اینكه برای سودجویی فردی یا گروهی، دروغ بگوید.



  • 1. بحارالانوار، ج 77، ص 67.
  • 2. شرح غررالحكم، ج 2، ص 6.
  • 3. همان، ج 4، ص 184.
  • 4. همان، ج 3، ص 161.
  • 5. بحارالانوار، ج 71، ص 2.
  • 6. .سفینه البحار، ج 2، ص 18.
  • 7. بحارالانوار، ج 69، ص 386.
  • 8. همان، ج 78، ص 303.
  • 9. شرح غررالحكم، ج 4، ص 363.
  • 10. همان، ص 296.
  • 11. همان، ج 2، ص 151.
  • 12. مائده، آیه 119.
  • 13. بحارالانوار، ج 71، ص 9.
  • 14. همان.
منابع: 

اخلاق اسلامی، ص176

چهار سفارش مهم

پیام های آموزنده حکایات داستان نصایح |وبسایت فرهنگی و مذهبی سَبیل| حضرت فاطمه زهرا(س) پیامبر اکرم (ص)

حضرت فاطمه زهرا(س) می فرماید: در حالی که بستر خود را پهن کرده بودم، رسول خدا(ص) بر من وارد شد و فرمود: ای فاطمه، سر به بستر خواب مگذار مگر این که چهار عمل را انجام دهی: قرآن را ختم کن، پیامبران را شفیع خود قرار بده، اهل ایمان را از خویش راضی گردان و یک حج و عمره انجام بده.

پدرم این چهار دستور را داد و مشغول نماز شد. من هم در حالی که انجام این چهار کار را مشکل می دیدم، به فکر فرو رفتم و صبر کردم که نماز پدرم تمام شود و برای انجام آن اعمال راهنمایی بگیرم. وقتی نماز حضرتش به پایان رسید، عرض کردم: ای رسول خد، چهار دستور به من دادی که برای انجام آن در این وقت کم توانایی ندارم. آن حضرت لبخندی زد و بعد فرمود:

اگر (قل هو الله احد) را سه مرتبه بخوانی، مثل این است که یک ختم قرآن انجام داده ای;

و اگر بر من و پیامبران قبل از من صلوات بفرستی، همه ما روز قیامت شفیعان تو هستیم;

و اگر برای اهل ایمان از خداوند آمرزش بخواهی، همه آنان از تو رضایت مند خواهند شد;

و اگر بگویی: (سبحان الله والحمدلله ولا اله الا الله والله اکبر) مانند این است که حج و عمره انجام داده ای.


به نقل از: فاطمةالزهرا بهجة قلب المصطفی، ص304


فرشته بیکار

حکایات داستان پیام های آموزنده |وبسایت فرهنگی و مذهبی سَبیل|

روزی مردی خواب عجیبی دید. 

دید که پیش فرشته‌هاست و به کارهای آنها نگاه می‌کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دیدکه سخت مشغول کارند و تند تند نامه‌هایی را که توسط پیک‌ها از زمین می‌رسند را باز می‌کنند و آنها را داخل جعبه می‌گذارند. مرد از فرشته‌ای پرسید: شما چکار می‌کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه‌ای را باز می‌کرد، گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می‌گیریم.

مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگـــان را دید که کاغذهـایی را داخل پاکت می‌گذارند و آن ها را توسط پیک‌هایی به زمین می‌فرستند.

 

مرد پرسید: شماها چکار می‌کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت‌های خداوند را برای بندگان به زمین می‌فرستیم. 

مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است. با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟

فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می‌دهند.

مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می‌توانند جواب بفرستند؟

فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافیست بگویند: خدایا شکر.

نگاه به نامحــــــــرم

بلوغ وجوانی مطالب مذهبی پیام های آموزنده پندهای خواندنی و شنیدنی نکته‌ها و سرگذشت‌های خواندنی دلنوشته "حجاب " "عفت و حیا" فر هنگی |وبسایت فرهنگی و مذهبی سَبیل| خداوند

 یک نگاہ بہ نامحرم میتواند سالها عبادتت را بسوزاند

   و یک نگاہ نکردن میتواند برتر از سالها عبادت باشد  

فقط یک نگاہ را برگردان!

  چشمت را ببند! 

 با خدا معاملہ کن!

  چکهاے خدا سر وقت پاس میشود.

مسابقه مرد خبیث با شیطان

شیطان بلوغ وجوانی گناهان کبیره مطالب مذهبی حکایات داستان پیام های آموزنده نکته‌ها و سرگذشت‌های خواندنی پندهای خواندنی و شنیدنی فر هنگی جهنم بهشت |وبسایت فرهنگی و مذهبی سَبیل|

مسابقه مرد خبیث با شیطان

 

 

مرد خبیثی روزی در کوچه ای راه می رفت و با خودش فکر می کرد که من هر گناه وخباثتی که وجود داشت انجام داده ام.این شیطان چه کار کرده که من نکرده باشم؟

پیرمردی آرام آرام جلو آمد وبا صدایی لرزان گفت:با من کاری داشتی؟

--

شما؟

-

من شیطانم،گویا نام مرا می بردی

--

بله، میخواهم بدانم تو چه کرده ای که اینقدر به بدی مشهوری؟ من هر فعل بدی که به ذهن برسد انجام داده ام ومطمئنم که صد بار از تو بدترم.کاری هست که تو کرده باشی ومن نکرده باشم؟

-

نمیدونم، میخواهی یک مسابقه با هم بدهیم تا ببینیم که من چه کار می توانم بکنم و تو چه کار؟

--

موافقم.

-

پس وعده ما یک ماه دیگر،همینجا.

مرد خبیث رفت و در این یک ماه از هیچ قتل وجنایت و تجاوزو خباثتی دریغ نکرد.دزدی کرد و به حق دیگران تجاوز کرد وبا استفاده از سیاست های پلید،ملت های مختلف را به جان هم انداخت و جنگ درست کرد.وخلاصه هر عمل ناشایست وهر فعل کثیفی از او سر زد. بعد از یک ماه به کوچه محل قرار بازگشت. پیرمرد یا همان شیطان آرام آرام آمد

.

--

مرد پرسید: خب پیرمرد چه کردی؟

-

شیطان با صدایی لرزان گفت:اول تو بگو چه کار کردی؟

ومرد شروع کرد به تعریف آنچه ازبدی وکثیفی در این یک ماه کرده بود

.

--

خب میبینی که من از هیچ خباثتی کم نگذاشته ام. حالا تو بگو چه کار کردی؟

-

من وقتی با تو خداحافظی کردم و رفتم، تو همین کوچه دیدم پسر جوانی داره رد میشه و از طرف دیگر کوچه دختر جوانی داره میاد. به دل پسر انداختم که سرش رو بلند کنه وبه دختر نگاه کنه.خلاصه پنج روز اول سعی کردم این پسر به آن دختر فکر کنه و طی این پنج روز پسر توی کوچه دنبال دختر راه می افتاد،ولی دختر حاضر نمیشد باهاش حرف بزنه. پنج روز دوم روی دختر کار کردم تا حاضر شد بالاخره لبخندی به پسر بزنه. با لبخند دختر، پسر امیدوار شدو من هم روی او کار کردم تا یک نامه فدایت شوم برای دختر بنویسد.این هم از پنج روز سوم.پنج روز بعدی صرف این شد که دختر رضایت بدهد تا جواب نامه پسر را بدهد وبا او حرف بزند. تا اینجا شد بیست روز.

--

خب ادامه بده

-

عجله نکن...پنج روز بعد پسر را آماده کردم که به دختر پیشنهاد بدهد و در این مدت پسر با دختر بیرون می رفت ومدام اصرار میکرد که دختر به خانه شان برود ولی هر چه پسر اصرار میکرد که من دوستت دارم،بیا کسی خانه نیست ومسأله ای ندارد، دختر نمیپذیرفت. پنج روز آخر من به کمک پسر رفتم و روی دختر کار کردم تا بالاخره به تقاضای پسر جواب مثبت داد و به خانه او رفت.

--

مرد گفت همین؟! من این همه جنایت و تجاوز کردم و تو فقط همین یه کارو کردی؟!

-

شیطان گفت: تو متوجه نیستی... از همین اقدام من حرامزاده ای به وجود می آید که تمام آنچه تو کردی را انجام خواهد داد.

 

شفاعت ما به كسى كه نماز خود را سبك بشمارد نخواهد رسید.

پیام های آموزنده نماز حدیث شیعه |وبسایت فرهنگی و مذهبی سَبیل| امام صادق (ع)

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

 

ابو بصیر گفت: خدمت ام حمیده رسیدم كه به خاطر در گذشت‏ حضرت صادق علیه السلام به او تسلیت بگویم، شروع به گریه كرد، من نیز از گریه او اشكم جارى شد. گفت: اگر امام را در هنگام شهادت ‏می دیدی، چیز عجیبى را مشاهده می كردى. گفت: امام صادق چشم باز كرد و فرمود: بگویید هر كس با من نسبت خویشاوندى دارد، بیاید. همه را جمع كردیم، نگاهى به آن ها نموده و فرمود: «ان شفاعتنا لا تنال مستخفا بالصلاة» شفاعت ما به كسى كه نماز خود را سبك بشمارد نخواهد رسید.

(ثواب الاعمال ص 205)