تبلیغات
وبسایت فرهنگی و مذهبی سَبیل - مطالب پیام های آموزنده

تصاویر منتخب

درباره سایت

بایگانی

نویسندگان

صفحات دیگر

پیوندها

تصاویر برگزیده

شبکه های اجتماعی

درمان گناه...

مطالب مذهبی حکایات داستان پیام های آموزنده پندهای خواندنی و شنیدنی نکته‌ها و سرگذشت‌های خواندنی


کمیل یکی از یاران مخلص امیرالمؤ منین است ، می گوید:

از امیرالمؤ منین علیه السلام پرسیدم ، انسان گاهی گرفتار گناه می شود و به دنبال آن از خدا آمرزش می خواهد، حد آمرزش خواستن چیست ؟

فرمود:

حد آن توبه کردن است .

کمیل : همین مقدار؟

امام علیه السلام : نه .

کمیل : پس چگونه است ؟

امام : هرگاه بنده گناه کرد، با حرکت دادن بگوید استغفرالله .

کمیل : منظور از حرکت دادن چیست ؟

امام : حرکت دادن دو لب و زبان ، به شرط این که دنبال آن حقیقت نیز باشد.

کمیل : حقیقت چیست ؟

امام : دل او پاک باشد و در باطن تصمیم گیرد به گناهی که از آن استغفار کرده باز نگردد.

کمیل : اگر این کارها را انجام دادم از استغفارکنندگان هستم ؟

امام : نه !

کمیل : چرا؟

امام : برای این که تو هنوز به اصل آن نرسیده ای .

کمیل : پس اصل و ریشه استغفار چیست ؟

امام : انجام دادن توبه از گناهی که از آن استغفار کردی و ترک گناه . این مرحله ، اولین درجه عبادت کنندگان است .

به عبارت دیگر، استغفار اسمی است شش معنی دارد؛

1. پشیمانی از گذشته .

2. تصمیم بر بازنگشتن بدان گناه به هیچ وجه . (تصمیم بر این که گناهان گذشته را هیچ وقت تکرار نکنی .)

3. پرداخت حق همه انسانها که به او بدهکاری .

4. ادای حق خداوند در تمام واجبات .

5. از بین بردن (آب کردن ) هرگونه گوشتی که از حرام بر بدنت روییده است ، به طوری که پوستت به استخوان بچسبد سپس گوشت تازه میان آنها بروید.

6. به تنت بچشانی رنج طاعت را، چنانچه به او چشانیده ای لذت گناه را.

در این صورت توبه حقیقی تحقق یافته و انسان توبه کنندگان به شمار می رود.(26)

 داستان هایی از بحارالنوار.........

نامه رهبری

عکس های مذهبی مطالب مذهبی پیام های آموزنده پندهای خواندنی و شنیدنی نکته‌ها و سرگذشت‌های خواندنی جنگ نرم جمهوری اسلامی ایران فر هنگی مقام معظم رهبری

 وقتی رهبرانقلاب به تنهایی به قلب دشمن حمله می کند 

 

 

و

 

وظیفه مسئولین ما در قبال توهین به مقدسات اسلام یک اعتراض لفظی نیست یک ذره غیرت دینی است ,

 

 

منبع : valayate.blogfa.com

شما در وسط نماز بیرون رفتید!!!

مطالب مذهبی حکایات پیام های آموزنده نماز نکته‌ها و سرگذشت‌های خواندنی پندهای خواندنی و شنیدنی

نقل شده است که روزی ((سید هاشم )) امام جماعت مسجد ((سردوزک )) بعد از نماز به منبر رفت . در ضمن توصیه به لزوم حضور قلب در نماز، فرمود:
روزی پدرم می خواست نماز جماعت بخواند و من هم جزء جماعت بودم . ناگاه مردی با هیاءت روستایی وارد شد، از صفوف جماعت عبور کرد تا به صف اول و پشت سر پدرم قرار گرفت . مؤ منین از اینکه یک نفر روستایی رفت و در صف اوّل ایستاد، ناراحت شدند، اما او اعتنایی نکرد. در رکعت دوم در حال قنوت ، قصد فرادا کرد و نمازش را به تنهایی به اتمام رساند و همانجا نشست و مشغول خوردن نان شد. چون نماز تمام شد، مردم از هر طرف به رفتار ناپسند او حمله و اعتراض کردند ولی او به کسی پاسخ نمی داد.
پدرم فرمود: چه خبر است ؟ به او گفتند: مردی روستایی و جاهل به مساءله ، به صف اوّل جماعت آمد و پشت سر شما اقتدا کرد و آنگاه وسط نماز، قصد فرادا کرد و هم اکنون نشسته و نان می خورد.
پدرم به آن شخص گفت : چرا چنین کردی ؟
او در پاسخ گفت : سبب آن را آهسته به خودت بگویم یا در این جمع بگویم ؟
پدرم گفت : در حضور همه بگو.
گفت : من وارد این مسجد شدم به امید اینکه از فیض نماز جماعت با شما بهره مند شوم ، اما وقتی اقتدا کردم ، دیدم شما در وسط حمد، از نماز بیرون رفتید و در این خیال واقع شدید که من پیر شده و از آمدن به مسجد عاجز شده ام لذا به الاغی نیاز دارم ، پس به میدان الاغ فروشها رفتید و خری را انتخاب کردید و در رکعت دوم در خیال تدارک خوراک و تعیین جای او بودید. بدین سبب من عاجز شدم و دیدم بیش از این سزاوار نیست با شما باشم ، لذا نماز خود را فرادا تمام کردم . این را بگفت و برفت .
پدرم بر سر خود زد و ناله کرد و گفت : این مرد بزرگی است ، او را نزد من بیاورید، با او کار دارم ، مردم رفتند که او را بیاورند اما او ناپدید گردید و دیگر دیده نشد.

از اول هم چادری بودم…

بلوغ وجوانی مطالب مذهبی پیام های آموزنده نکته‌ها و سرگذشت‌های خواندنی پندهای خواندنی و شنیدنی دلنوشته "حجاب " "عفت و حیا" فر هنگی

افسران - از اول هم چادری بودم…

الهام چرخنده، بزرگترین شبهه درمورد چادری شدن خودش را پاسخ داد…
الهام چرخنده با حضور در هنرستان هنرهای زیبای شهر اصفهان خطاب به هنرآموزان اظهار داشت: من در هنرستان تحصیل کردم و روزی جای شما و روی همین میز و صندلی‌ها نشستم، بنابراین حس شما را درک می‌کنم.
این بازیگر تلویزیون با بیان در دانشگاه رشته معماری را ادامه دادم خاطرنشان کرد: من در ابتدا چادری بودم و این‌گونه نیست که یک‌مرتبه چرخش کرده و چادری شده باشم اما در آن زمان به‌دلایل مختلف مانند اینکه فکر می‌کردم چادر دست و پاگیر است آن را کنار گذاشتم و حقیقتاً پس از کنار گذاشتن چادر همه چیزم را از دست دادم....

ادامه در حجاب برتر >> goo.gl/VJ3aud 

مامانی من زن می خوام!

بلوغ وجوانی عکس های مذهبی پیام های آموزنده جنگ نرم ماهواره و شبکه های اجتماعی فر هنگی



دیدن صحنه های جنسی و شنیدن داستان های مربوط به آن نوع مسائل و تبلیغات انواع رسانه ها دوران کودکی فرزندان را کوتاه می کند.

منبع:www.313135.com

مالت رو سفت بچسب همسایه رو دزد نکن

بلوغ وجوانی مطالب مذهبی داستان پیام های آموزنده دلنوشته "حجاب " "عفت و حیا" جمهوری اسلامی ایران فر هنگی

دست خانم بدحجاب و بزک کرده اش رو گرفته بود و توی خیابون شلوغ قدم می زدند که متوجه شد یه پسر جوون داره به خانمش بد نگاه می کنه.

غیرتی شد و رفت یقه پسره گرفت و کلی بهش فحش های رکیک داد و باهم درگیر شدند و صدای کشیده و موشت و لگد بود که از دعوای این دوتا بلند شده بود.

مردم ریختن و هردوتا شون رو جدا کردن اما شوهر اون خانم بدحجاب و بزک کرده ول کن نبود و مدام فحاشی می کرد و اون پسر جوون رو تهدید می کرد.

مالت رو سفت بچسب همسایه رو دزد نکن

پیرمردی که اونجا بود رفت جلو و دست گذاشت روی شونه شوهر اون خانم بدحجاب و گفت : پسرم مالت رو سفت بچسب همسایه رو دزد نکن !!!

با همون حالت عصبانی پرسید منظورت چیه پیر مرد؟ جواب داد : خودت رو یه لحظه بزار جای اون جوون و به خانمت خوب نگاه کن ببین چی می بینی؟

مرد عصبانی رنگش قرمز شد و دیگه صدایی ازش در نیومد و با عجله دست خانمش رو گرفت و سوار تاکسی شدن و رفتند...


منبع:معبر سایبری فندرسک