تبلیغات
وبسایت فرهنگی و مذهبی سَبیل

تصاویر منتخب

درباره سایت

بایگانی

نویسندگان

صفحات دیگر

پیوندها

تصاویر برگزیده

شبکه های اجتماعی

چهار سفارش مهم

پیام های آموزنده حکایات داستان نصایح |وبسایت فرهنگی و مذهبی سَبیل| حضرت فاطمه زهرا(س) پیامبر اکرم (ص)

حضرت فاطمه زهرا(س) می فرماید: در حالی که بستر خود را پهن کرده بودم، رسول خدا(ص) بر من وارد شد و فرمود: ای فاطمه، سر به بستر خواب مگذار مگر این که چهار عمل را انجام دهی: قرآن را ختم کن، پیامبران را شفیع خود قرار بده، اهل ایمان را از خویش راضی گردان و یک حج و عمره انجام بده.

پدرم این چهار دستور را داد و مشغول نماز شد. من هم در حالی که انجام این چهار کار را مشکل می دیدم، به فکر فرو رفتم و صبر کردم که نماز پدرم تمام شود و برای انجام آن اعمال راهنمایی بگیرم. وقتی نماز حضرتش به پایان رسید، عرض کردم: ای رسول خد، چهار دستور به من دادی که برای انجام آن در این وقت کم توانایی ندارم. آن حضرت لبخندی زد و بعد فرمود:

اگر (قل هو الله احد) را سه مرتبه بخوانی، مثل این است که یک ختم قرآن انجام داده ای;

و اگر بر من و پیامبران قبل از من صلوات بفرستی، همه ما روز قیامت شفیعان تو هستیم;

و اگر برای اهل ایمان از خداوند آمرزش بخواهی، همه آنان از تو رضایت مند خواهند شد;

و اگر بگویی: (سبحان الله والحمدلله ولا اله الا الله والله اکبر) مانند این است که حج و عمره انجام داده ای.


به نقل از: فاطمةالزهرا بهجة قلب المصطفی، ص304


ختم قرآنی

|وبسایت فرهنگی و مذهبی سَبیل| شهدا فر هنگی قرآن طرح های ما

http://s3.picofile.com/file/8193488250/%D8%AE%D8%AA%D9%85_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%DB%8C_%D8%B3%D9%8E%D8%A8%DB%8C%D9%84.png


با مدد خانم فاطمه زهرا (س)
در نظر داریم ختم قرآنی به نیت 175 غواص شهید داشته باشیم،
اگر تمایل به شرکت در این ختم پر برکت دارید
 آمادگی خود را اعلام نمایید.



...((دوستان توجه کنند))...

آبی : انتخاب نشده

سبز : انتخاب شده




جزء اول تا سی ام قرآن

جزء شانزدهم قرآنجزء اول قرآن
جزء هفدهم قرآنجزء دوم قرآن
جزء هجدهم قرآنجزء سوم قرآن
جزء نوزدهم قرآنجزء چهارم قرآن
جزء بیستم قرآنجزء پنجم قرآن
جزء بیست و یکم قرآنجزء ششم قرآن
جزء بیست و دوم قرآنجزء هفتم قرآن
جزء بیست و سوم قرآنجزء هشتم قرآن
جزء بیست و چهارم قرآنجزء نهم قرآن
جزء بیست و پنجم قرآنجزء دهم قرآن
جزء بیست و ششم قرآنجزء یازدهم قرآن
جزء بیست و هفتم قرآن جزء دوازدهم قرآن
جزء بیست و هشتم قرآن جزء سیزدهم قرآن
جزء بیست و نهم قرآن جزء چهاردهم قرآن
جزء سی ام قرآن جزء پانزدهم قرآن



جزء مورد نظر خود را از طریق ثبت نظر به ما اطلاع دهید.

بین دوستان و آشنایان اطلاع رسانی کنید و در صورت شرکت در این ختم پر فضیلت جزء انتخابی را برای ما ارسال نمایید

با تشکر فراوان.

فرشته بیکار

حکایات داستان پیام های آموزنده |وبسایت فرهنگی و مذهبی سَبیل|

روزی مردی خواب عجیبی دید. 

دید که پیش فرشته‌هاست و به کارهای آنها نگاه می‌کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دیدکه سخت مشغول کارند و تند تند نامه‌هایی را که توسط پیک‌ها از زمین می‌رسند را باز می‌کنند و آنها را داخل جعبه می‌گذارند. مرد از فرشته‌ای پرسید: شما چکار می‌کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه‌ای را باز می‌کرد، گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می‌گیریم.

مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگـــان را دید که کاغذهـایی را داخل پاکت می‌گذارند و آن ها را توسط پیک‌هایی به زمین می‌فرستند.

 

مرد پرسید: شماها چکار می‌کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت‌های خداوند را برای بندگان به زمین می‌فرستیم. 

مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است. با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟

فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می‌دهند.

مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می‌توانند جواب بفرستند؟

فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافیست بگویند: خدایا شکر.

نگاه به نامحــــــــرم

بلوغ وجوانی مطالب مذهبی پیام های آموزنده پندهای خواندنی و شنیدنی نکته‌ها و سرگذشت‌های خواندنی دلنوشته "حجاب " "عفت و حیا" فر هنگی |وبسایت فرهنگی و مذهبی سَبیل| خداوند

 یک نگاہ بہ نامحرم میتواند سالها عبادتت را بسوزاند

   و یک نگاہ نکردن میتواند برتر از سالها عبادت باشد  

فقط یک نگاہ را برگردان!

  چشمت را ببند! 

 با خدا معاملہ کن!

  چکهاے خدا سر وقت پاس میشود.

مسابقه مرد خبیث با شیطان

شیطان بلوغ وجوانی گناهان کبیره مطالب مذهبی حکایات داستان پیام های آموزنده نکته‌ها و سرگذشت‌های خواندنی پندهای خواندنی و شنیدنی فر هنگی جهنم بهشت |وبسایت فرهنگی و مذهبی سَبیل|

مسابقه مرد خبیث با شیطان

 

 

مرد خبیثی روزی در کوچه ای راه می رفت و با خودش فکر می کرد که من هر گناه وخباثتی که وجود داشت انجام داده ام.این شیطان چه کار کرده که من نکرده باشم؟

پیرمردی آرام آرام جلو آمد وبا صدایی لرزان گفت:با من کاری داشتی؟

--

شما؟

-

من شیطانم،گویا نام مرا می بردی

--

بله، میخواهم بدانم تو چه کرده ای که اینقدر به بدی مشهوری؟ من هر فعل بدی که به ذهن برسد انجام داده ام ومطمئنم که صد بار از تو بدترم.کاری هست که تو کرده باشی ومن نکرده باشم؟

-

نمیدونم، میخواهی یک مسابقه با هم بدهیم تا ببینیم که من چه کار می توانم بکنم و تو چه کار؟

--

موافقم.

-

پس وعده ما یک ماه دیگر،همینجا.

مرد خبیث رفت و در این یک ماه از هیچ قتل وجنایت و تجاوزو خباثتی دریغ نکرد.دزدی کرد و به حق دیگران تجاوز کرد وبا استفاده از سیاست های پلید،ملت های مختلف را به جان هم انداخت و جنگ درست کرد.وخلاصه هر عمل ناشایست وهر فعل کثیفی از او سر زد. بعد از یک ماه به کوچه محل قرار بازگشت. پیرمرد یا همان شیطان آرام آرام آمد

.

--

مرد پرسید: خب پیرمرد چه کردی؟

-

شیطان با صدایی لرزان گفت:اول تو بگو چه کار کردی؟

ومرد شروع کرد به تعریف آنچه ازبدی وکثیفی در این یک ماه کرده بود

.

--

خب میبینی که من از هیچ خباثتی کم نگذاشته ام. حالا تو بگو چه کار کردی؟

-

من وقتی با تو خداحافظی کردم و رفتم، تو همین کوچه دیدم پسر جوانی داره رد میشه و از طرف دیگر کوچه دختر جوانی داره میاد. به دل پسر انداختم که سرش رو بلند کنه وبه دختر نگاه کنه.خلاصه پنج روز اول سعی کردم این پسر به آن دختر فکر کنه و طی این پنج روز پسر توی کوچه دنبال دختر راه می افتاد،ولی دختر حاضر نمیشد باهاش حرف بزنه. پنج روز دوم روی دختر کار کردم تا حاضر شد بالاخره لبخندی به پسر بزنه. با لبخند دختر، پسر امیدوار شدو من هم روی او کار کردم تا یک نامه فدایت شوم برای دختر بنویسد.این هم از پنج روز سوم.پنج روز بعدی صرف این شد که دختر رضایت بدهد تا جواب نامه پسر را بدهد وبا او حرف بزند. تا اینجا شد بیست روز.

--

خب ادامه بده

-

عجله نکن...پنج روز بعد پسر را آماده کردم که به دختر پیشنهاد بدهد و در این مدت پسر با دختر بیرون می رفت ومدام اصرار میکرد که دختر به خانه شان برود ولی هر چه پسر اصرار میکرد که من دوستت دارم،بیا کسی خانه نیست ومسأله ای ندارد، دختر نمیپذیرفت. پنج روز آخر من به کمک پسر رفتم و روی دختر کار کردم تا بالاخره به تقاضای پسر جواب مثبت داد و به خانه او رفت.

--

مرد گفت همین؟! من این همه جنایت و تجاوز کردم و تو فقط همین یه کارو کردی؟!

-

شیطان گفت: تو متوجه نیستی... از همین اقدام من حرامزاده ای به وجود می آید که تمام آنچه تو کردی را انجام خواهد داد.

 

شفاعت ما به كسى كه نماز خود را سبك بشمارد نخواهد رسید.

پیام های آموزنده نماز حدیث شیعه |وبسایت فرهنگی و مذهبی سَبیل| امام صادق (ع)

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

 

ابو بصیر گفت: خدمت ام حمیده رسیدم كه به خاطر در گذشت‏ حضرت صادق علیه السلام به او تسلیت بگویم، شروع به گریه كرد، من نیز از گریه او اشكم جارى شد. گفت: اگر امام را در هنگام شهادت ‏می دیدی، چیز عجیبى را مشاهده می كردى. گفت: امام صادق چشم باز كرد و فرمود: بگویید هر كس با من نسبت خویشاوندى دارد، بیاید. همه را جمع كردیم، نگاهى به آن ها نموده و فرمود: «ان شفاعتنا لا تنال مستخفا بالصلاة» شفاعت ما به كسى كه نماز خود را سبك بشمارد نخواهد رسید.

(ثواب الاعمال ص 205)